یوزدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یوزدار. (نف مرکب ) یوزبان . (ناظم الاطباء). یوزبان . فهاد. (یادداشت مؤلف ) : وز آن پس برفتند سیصد سوار پس بازداران همه یوزدار. فردوسی . و رجوع به یوزبان شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یوزدار. (نف مرکب ) یوزبان . (ناظم الاطباء). یوزبان . فهاد. (یادداشت مؤلف ) : وز آن پس برفتند سیصد سوار پس بازداران همه یوزدار. فردوسی . و رجوع به یوزبان شود.