یوحنا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یوحنا. [ ح َن ْ نا ] (اِخ ) عَنْحوری . او را حُنین عنحوری نیز گویند. از مترجمان فرانسه به عربی بود. اصل و زادگاهش سوریه است ولی در عهد محمدعلی پاشا در مصر شهرت یافت . از ترجمه های اوست : ١- القول الصریح فی علم التشریح . ٢- منتهی الاغراض فی علم شفاء الامراض . ٣- مبلغالبراح فی علم الجراح . ٤- الازهار البدیعة فی علم الطبیعة. ٥- الجواهر السنیة فی الاعمال الکیمیاویة. وی در حدود سال ١٢٦٠ هَ . ق . درگذشت . (از اعلام زرکلی ).
یوحنا. [ ح َن ْ نا ] (اِخ ) ابن حیلان یا جیلان یا جیلانی . شاگرد یکی از حکمای ایرانی بوده است ساکن مرو. (ابن ابی اصیبعة ص ١٣٥). ابونصر فارابی علم منطق را از او فراگرفت . وفات وی به روزگار مقتدرباﷲ عباسی بوده است . (از طبقات الامم قاضی صاعد اندلسی ). ابن اثیر در ذیل حوادث سال ٣٣٩ هَ . ق . آرد: در این سال ابونصر محمدبن محمد فارابی حکیم فیلسوف در دمشق وفات یافت . وی تلمیذ یوحنابن حیلان بود و وفات یوحنا در روزگار مقتدرباﷲ بوده است . (الکامل ج ٨ ص ١٩٤).
یوحنا. [ ح َن ْ نا ] (اِخ ) ابن زبدی . نام پدرش زبدی و نام مادرش سالومه بود. او یکی از دوازده حواری مسیح و برادر یعقوب زبدی و صاحب یکی از اناجیل اربعه است . رؤیا یا مکاشفات حضرت مسیح را می نوشت و نیز رسائل سه گانه و کتاب مکاشفه بدو منسوب است . یاد و ذکران او به بیست وهفتم دسامبر است . (یادداشت مؤلف ). حواری و مصنف انجیل و پسر زبدی و سالومه بود. خود و برادرش یعقوب و پدرش به ماهی گیری اشتغال داشتند. او مردی حلیم و مهربان و دلیر بود و هنگامی که مسیح به دست یهود گرفتار شد، او بود که با پطرس مسیح را همراهی نمود، لکن شاگردان دیگر گریختند و نیز او بود که در هنگام صلیب نمودن مسیح حاضر بوده و نیز صبح زود به قبر مسیح وارد شد. و بعد از صعود نمودنش هرچه او را حبس نمودند و تازیانه زدند و تهدید به قتل کردند باز در اورشلیم به دلیری مژده ٔ انجیل می داد و جان خود را در راه آن حضرت نهاده بود. او بر دست راست مسیح می نشست و ظاهراً از همه ٔ حواریون جوان تر و سابقاً یکی از شاگردان یحیی (یوحنا) تعمیددهنده بود و به ارشاد یحیی به مسیح گروید. و در آخرین شام مسیح در محضر او بود و مسیح در حالت مرگ مادر خود بدو سپرد. در مجلس شورای نخستین که در اورشلیم منعقد شد حاضر و شریک بود. سالهای بسیار در اورشلیم سکونت داشت و او را یکی از ارکان کلیسا می دانستند. بعد از وفات پولس در افسس بود در آسیای صغیر جایی که تأثیرات عظیمه ٔ شخصی و رسالتی او مبسوط گشت . احتمالاً در سال ٩٥م . دومیشان امپراطور وی را به جزیره ٔ پطمس تبعید نمود، ولی بعد باز به افسس بازگشت و روزگار درازی در آنجا بود تا پیر و ازکارافتاده شد و در سال صدم میلادی در ٩٤سالگی در همانجا درگذشت و در حوالی آن شهر مدفون گردید. به عقیده ٔ اکثریت مسیحیان او انجیل خود راپس از انتشار همه ٔ انجیلهای دیگر در اواخر قرن اول میلادی نوشته و هفت معجزه از سی وسه معجزه ٔ مسیح در انجیل یوحنا مذکور است و حال آنکه سایر مصنفان انجیل فقط یکی از آنها را مذکور داشته اند. در انجیل یوحنا مسیح همچو منادی و شافع معین من جانب اﷲ و ابن اﷲ متجلی است و مطالبی را که به حیات تازه و اتحاد با مسیح وتولد نو و قیامت و عمل روح القدس نسبت دارد بیشتر ازاناجیل دیگر ذکر می کند. علاوه بر انجیل و کتاب مکاشفه که بدو منسوب است، سه رساله هم به اسم او داریم : ١- مکتوب عام، برای رد غلطهای لامذهبان . ٢- مکتوبی که به خاتون برگزیده یا کوریه نوشته است . ٣- نامه ای که به غایوس نگاشته و از امانت وغریب نوازی او تمجید کرده است . عموماً معتقدند به این که کتاب مکاشفه و نامه های یوحنا در افسس تخمیناً در سال ٩٦-٩٧ م . نگارش یافته است . اینها آخرین تمام کتب عهد جدید می باشد. (از قاموس کتاب مقدس ).