ینیع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ینیع. [ ی َ ] (ع ص ) رسیده . پخته . ثمر ینیع؛ میوه ٔ رسیده . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ینیع. [ ی َ ] (ع ص ) رسیده . پخته . ثمر ینیع؛ میوه ٔ رسیده . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ).