ینگه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ینگه . [ ی َ گ َ / گ ِ ] (اِ) روشنایی . ینگی . (ناظم الاطباء).
ینگه . [ ی ِ گ َ / گ ِ ] (ترکی، اِ)زن که از خانه ٔ عروس همراه کنند تا در شبهای اول عروسی پشت حجله نشیند و حوایج برآرد. (یادداشت مؤلف ).زن مجرب و مسنی را گویند که همراه عروس از خانه ٔ پدر به خانه ٔ شوهر می رود و در ترتیب کارها و طرز برخوردهای او با مسائل و اشخاص راهنمایی اش می کند. ینگا. - ینگه ٔ عروس ؛ زنی که همراه عروس کنند به شب زفاف . (یادداشت مؤلف ).