ینه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ینه . [ ی َن ْ ن َ ] (اِخ ) ابوعبدالرحمان حمراوی مسمی به ینه . در فتح مصر حاضر بود و حمام ینه به مصر بدو منسوب است . (از یادداشت مؤلف ). رجوع به عبدالعزیز (ابن ابراهیم بن هبةاﷲبن ینه ) شود.
ینه . [ ن َ / ن ِ ] (پسوند) مانند «ین » علامت نسبت است و به آخر اسم پیوندد و معنی صفت نسبی دهد، چون : زرینه، سیمینه، برنجینه، رویینه، چرمینه، مویینه، مسینه، کمینه، گنجینه، دیرینه، سفالینه، کشکینه، نرینه، مادینه، پلنگینه، گرگینه، پارینه، نوشینه، دوشینه، پیشینه، نخستینه . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به ین شود.