یماک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یماک . [ ی َ ] (اِخ ) نام پادشاهی بوده است . (برهان ). اما از شواهد برمی آید که ظاهراً از القاب و عناوینی باشد نظیر «ینال » و «تکین » و جز آنها : از بندگان حضرت شاهان سپر فکنده قیصر کم از یماکش سنجر کم از ینالش . خاقانی . توراست ملک جهان و تویی سزای شرف چگونه گویم مدح یماک و وصف یلاق . خاقانی .