یلمع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یلمع. [ ی َ م َ ] (ع ص، اِ) برق بی باران . ◄ سراب . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب )(آنندراج ). کوراب . (ملخص اللغات ). ◄ دروغگوی را هم بدان تشبیه دهند. (منتهی الارب ) (آنندراج ).دروغگوی . (ناظم الاطباء) (دهار). ◄ سنگ سپید که از آفتاب نیک تابد. (دهار). ریگ . ج، یلامع. (یادداشت مؤلف ). ◄ مرد راست کمان . (دهار).