یقلق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یقلق . [ ی َ ل َ ] (ترکی، اِ)یغلغ. ظاهراً نوعی پارچه یا پوشاک است : قلمی فوطه و کرباس و ندافی و فدک یقلق و طاقیه و موزه و کفش و دستار. نظام قاری . ◄ شایدظرف روغن . روغن دان . (از: یَق، یاق، روغن + لق، پسوند ظرف و مکان ) : مرغ از نخودآب روی زردی دارد تا گشت برنج سرخ در یقلق قاز. بسحاق .