یفع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یفع. [ ی َ ف َ ] (ع اِ) پشته و زمین بلند. ج، اَیفاع، یُفوع . ◄ (ص ) کودک بالیده . ج، ایفاع . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). مردآساشده . (مهذب الاسماء).
یفع. [ ی َ ] (ع مص ) برآمدن برکوه . ◄ گوالیدن و نزدیک بلوغ رسیدن و دارای بیست سال شدن کودک . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).