یغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یغ. [ ی ُ ] (اِ) مخفف یوغ . (لغت فرس اسدی ). مخفف یوغ : تو را گردنت نیست بسته به یغ وگرنی بر او راست باشد سپار. لبیبی (از لغت فرس اسدی ). و رجوع به یوغ شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یغ. [ ی ُ ] (اِ) مخفف یوغ . (لغت فرس اسدی ). مخفف یوغ : تو را گردنت نیست بسته به یغ وگرنی بر او راست باشد سپار. لبیبی (از لغت فرس اسدی ). و رجوع به یوغ شود.