یغر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یغر. [ ی ُ غ ُ ] (ترکی، ص ) مأخوذ از مصدر «یُغُرماق » ترکی به معنی خمیر کردن، یا یوغن ترکی به معنی سطبر و کلفت و درشت و گنده و بی اندام و ناهموار. در تداول عامه، ناتراشیده و ناخراشیده . سخت خشن . کت وکلفت . سِتَنْبه . (از یادداشت مؤلف ). و رجوع به یغور شود. ◄ خشن در خلق و خوی . (از یادداشت مؤلف ).
یغر. [ ی َ غ ِ ] (اِخ ) نام یکی از پادشاهان چین . نام خاقان چین . (ناظم الاطباء).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی