یعمری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یعمری . [ ی َ م َ ] (ص نسبی ) منسوب است به یعمر و آن بطنی است از کنانه . (از لباب الانساب ).
یعمری . [ ی َ م َ ] (اِخ ) معدان بن ابی طلحة، که طلحه ٔ یعمری نیز نامیده می شود. او اهل حدیث بود و از ابودرداء و ثوبان روایت کرد و سالم بن ابی جعد و اهل شام از او روایت دارند. (از لباب الانساب ).