یصب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یصب . [ ی َ ] (معرب، اِ) یصم . معرب از یشب و یشم فارسی که سنگی قیمتی است . (یادداشت مؤلف ). یشم . (ناظم الاطباء). رجوع به یشم شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یصب . [ ی َ ] (معرب، اِ) یصم . معرب از یشب و یشم فارسی که سنگی قیمتی است . (یادداشت مؤلف ). یشم . (ناظم الاطباء). رجوع به یشم شود.