یسانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یسانه . [ ] (اِخ ) شهری است نزدیک قرطبه . ابن اصیبعه آرد: آنگاه منصور ابوالولیدبن رشد را مورد کینه توزی قرار داد و امر کرد در یسانه که شهری نزدیک قرطبه است اقامت گزیند و از آنجا بیرون نرود و شهر مزبور از آن یهودیان بوده است . (از عیون الانباء ج ٢ ص ٧٦).