یزید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یزید. [ ی َ ] (اِخ ) ابن عبداﷲبن ابی خالد لخمی معروف به ابن ابی خالد و، مکنی به ابوعمرو نویسنده ٔ توانا و شاعر نغزگوی اندلسی از اهل اشبیلیه بودو همانجا درگذشت (٦١٢ هَ . ق .). (از اعلام زرکلی ).
یزید. [ ی َ ] (اِخ )ابن طلحه ٔ عبسی، مکنی به ابوخالد و معروف به یزید فصیح، نویسنده ای چیره دست، شاعری توانا و خطیبی زبان آور بود و در ادب و لغت عرب احاطه و تسلط کامل داشت و در حدود سال ٣٢٠ هَ . ق . درگذشت . (از اعلام زرکلی ).
یزید. [ ی َ ] (اِخ ) ابن عامربن حدیده، مکنی به ابوالمنذر انصاری . (یادداشت مؤلف ). رجوع به ماده ٔ ابوالمنذر (انصاری ...) شود.