یزیدی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یزیدی . [ ی َ ] (ص نسبی ) منسوب به یزید. (ناظم الاطباء). رجوع به یزیدبن معاویة شود.
یزیدی . [ ی َ ] (اِخ ) یزیدیه . منسوب به یزیدبن انیسة و ازپیروان او. فرقه ای از خوارج . رجوع به یزیدیه شود.
یزیدی . [ ی َ ] (اِخ ) ابراهیم بن یحیی بن مبارک، مکنی به ابواسحاق و معروف به یزیدی، از ادبای اوایل قرن سوم و از تلامذه ٔ اصمعی بود. از آثار اوست : ١- ناء الکعبة و اخبارها. ٢- ما اتفق لفظه و اختلف معناه . ٣- مصادر القرآن . ابراهیم به سال ٢٢٥ هَ . ق . درگذشت . (از ریحانةالادب ج ٤ ص ٣٣٦). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.