یزن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یزن . [ ی َ زَ ] (اِخ ) رودباری است و نام ذویزن پادشاه حمیر از آن است زیرا از آن رودبار حمایت و نگهداری کرد. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). نام وادیی . (ناظم الاطباء). نام وادیی است در یمن . (از معجم البلدان ). وادیی است به یمن که «ذو» بدان اضافه شود و به سبب وزن فعل غیرمنصرف است . ابن جنی گوید اصل آن یزأن است به دلیل اینکه گویند: رمح یزأنی . عبد بنی الحسحاس گوید: فان تضحکی منی فیارب لیلة ترکتک فیها کالقباء مفرجا رفعت برجلیها و طامنت رأسها و سبسبت فیها الیزأنی المحدرجا. و یزأنی و ازأنی و آزنی هم گفته اند. صاغانی در تکلمة آن را منصرف دانسته و گفته است ماده ٔ «زأن » نامعروف است و ذو به اسماء جنس اضافه نشود و سیبویه گوید از خلیل پرسیدم هرگاه کسی را «ذومال » بنامند آیا تغییر می پذیرد؟ خیلی گفت : نه . نمی بینی «ذویزن » را استعمال کرده اند و تغییری نیافته است ؟ و ذویزن، بطنی از حمیر است که گروهی بدان منسوبند مانند: ابوالخیر مرثدبن عبداﷲ تابعی مصری که از عمرو و پسر او عبداﷲ و عقبةبن عامر و ابی ایوب انصاری رضی اﷲ عنهم روایت کرده و عبدالرحمان شماسة و یزیدبن حبیب از او روایت کرده اند. او به سال ٩٠ هَ . ق . درگذشته است ابوالبقا [ ابوالتقی ] هشام بن عبدالملک یزنی حمصی از اسماعیل بن عیاش و بقیه حدیث کرده و ابوداود و نسائی و ابن ماجه و فریابی و پسر او عمرویه از وی روایت کرده اند. محدثی ثقه است و به سال ٢٥١ هَ . ق . درگذشته و حسن بن تقی نواده ٔ اوست . و ذویزن یکی از پادشاهان حمیر است از این رو بدین نام خوانده شده است که این وادی را حمایت کرده چنانکه گفته اند ذورعین و ذوجدن نام دو قصر در یمن، و نام ذویزن عامربن غوث بن سعدبن عوف بن عدی بن مالک بن زیدبن سددبن زرعةبن سبای اصغر است . و شراحیل پسر اوست و ذویزن را به سبب شجاعتی که داشت سیف می نامیدند و زرعةبن عامربن سیف بن نعمان بن عفیر الاوسطبن زرعةبن عفیر الاکبربن الحرث بن نعمان بن قیس بن عبدبن سیف بن ذی یزن از نسل اوست . رسول (ص ) به وی نامه نوشت .(از تاج العروس ).
یزن . [ ی َ زَ ] (اِخ ) بطنی است از حِمیَر. (از منتهی الارب ) (یادداشت مؤلف ) (از اقرب الموارد). - ذویزن ؛ نام یکی از پادشاهان حمیر. (ناظم الاطباء). رجوع به ماده ٔ ذویزن شود.
یزن . [ ] (اِخ ) دهی است از دهستان افشاریه ٔ بخش آوج شهرستان قزوین واقع در ٧٦ هزارگزی شمال خاوری آوج . آب آن از قنات و سکنه ٔ آن ٢٥٦ تن است . راه ماشین رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).