یرع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یرع . [ ی َ ] (ع اِ) بچه ٔ گاو. (آنندراج )(ناظم الاطباء). گوساله . گاو بچه . (یادداشت مؤلف ).
یرع . [ ی َ رَ ] (ع مص ) بددل شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
یرع . [ ی َ رَ ] (ع اِ) کرمکی است شبیه پشه که روی را بپوشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). چیزی مانند پشه که روی را می گزد. (ناظم الاطباء).