فرهنگ لغت

یرعوب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یرعوب . [ ی َ ] (ع اِ) پادشاه بوزینگان . (از عجائب المخلوقات قزوینی ). مانند یعسوب که پادشاه نحل است . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به المسالک و الممالک اصطخری ص ٢٦ شود.

معنی یرعوب | فرهنگ لغت