یرش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یرش . [ ی ِ رِ ] (ترکی، اِ) از ترکی «یورش ». کره . بار. دفعه . مرتبه . نوبت . (یادداشت مؤلف ). ◄ حرکت . حمله . هجوم . (حاصل مصدر از «یریماق » ترکی به معنی رفتن ).
یرش . [ ی ُ رِ ] (ترکی، اِ) یورش . حمله . هجوم . تاخت . - یرش بردن ؛حمله بردن . حمله کردن . (یادداشت مؤلف ). ◄ کره . کرت . نوبت . بار. دفعه . مرتبه . (یادداشت مؤلف ).