فرهنگ لغت

یرر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یرر. [ ی َ رَ ] (ع اِ) سختی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). سختی و صلابت سنگ . (ناظم الاطباء).

یرر. [ ی َ رَ ] (ع مص ) سخت گردیدن . یر الحجر یرراً؛ سخت گردید سنگ . و در آب و گل و مانند آن گفته نشود و مخصوص است به چیزهای صلب . (منتهی الارب ). سخت گردیدن سنگ . (ناظم الاطباء).

معنی یرر | فرهنگ لغت