فرهنگ لغت

یرد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یرد. [ ی ُ ] (ترکی، اِ) یرت . یورد. یورت . جا. منزل . (یادداشت مؤلف ). رجوع به یرت شود.

یرد. [ ی َ ] (اِخ ) نام پدر ادریس نبی . (یادداشت مؤلف ) (ناظم الاطباء). رجوع به تاریخ سیستان ذیل ص ٤٢ و تاریخ گزیده ص ٢٥ و ٣٠ و ١٣٠ شود.

معنی یرد | فرهنگ لغت