یربه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یربه . [ ی ِ ب َ ] (اسپانیایی، اِ) به عجمیه ٔ اندلس به معنی گیاه است و آن شکسته ٔ کلمه ٔ لاتین هربا ست . در زبان محلی اسپانیااین کلمه جزء اول بعضی اسامی گیاهان است مثل یربه شانه و غیره، و به معنی گیاه است . (یادداشت مؤلف ). - یربه ٔ اسبلینی ؛ طوقریوس . کمادریوس . نعنعی . بنثریقه . (یادداشت مؤلف ). - یربه ٔ دفوقه ؛ ظیان . (یادداشت مؤلف ). رجوع به ظیان شود. - یربه شانه ؛ عشبه ٔ صحیحه . عشبةالنار. (یادداشت مؤلف ).رجوع به عشبةالنار شود. - یربه فشقه ؛ حریق املس . حلبوب . خصی هرمس . عصی هرمس . لینوزوزطیس . (یادداشت مؤلف ).