فرهنگ لغت

یدیة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یدیة. [ ی َ دی ی َ ] (ع ص ) زنی اوستادکار. (از منتهی الارب ). زن چربدست . (مهذب الاسماء). زن زیرک و ماهر و استادکار. (از ناظم الاطباء). یدیاء.

یدیة. [ ی ُ دَی ْ ی َ ] (ع اِ مصغر) تصغیر ید. مصغر ید. (یادداشت مؤلف ). دست کوچک و خرد. (از ناظم الاطباء). و رجوع به ذوالیدیة شود.

معنی یدیة | فرهنگ لغت