یاوان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یاوان . (اِخ ) پسر چهارمین یافث و پدر یونانیان . (سفر پیدایش ١٠:٤ و اول تواریخ ایام ١:٥ و ٧). لفظ یاوان در اشعیا (٦٦:١٩) وارد و ترشیش و فول و لود و توبال و جزایر بعیده نیز با وی مذکورند و در حزقیال (٢٧:١٣) نیز وارد و توبال و ماشک با آن مذکور است و میگوید که ایشان بودند که تجارت انسان یعنی برده فروشی را بر پا کردند و در زکریا (٩:١٤) نیز مذکور است و قصد از مملکت سوریه و یونان میباشد اما در دانیال (٨:٢١ و ١٠:٢٠ و ١١:٢) یاوان به یونان ترجمه شده است و قصد از مملکت مکادونیه است . خلاصه از تمام آیات مسطوره معلوم میشود که یاوان لفظی میباشد که مقصود ازیونان و یونانیان است . (ملاحظه در هلاس ). ◄ موضعی که امکان دارد در یمن بوده و اهل صور به آنجا تجارت داشته اند. (سفر خروج ٢٧:١٩). (قاموس کتاب مقدس ). صاحب صبح الاعشی ذیل انساب عجم آرد: «اشبان » به عقیده اسرائیلیان از نسل یاوان اند و او یونان بن یافث است . (ص ٣٧٠). و در صفحه ٔ ٣٧١ ذیل نسب یونان آرد: آنان از نسل یونان اند و وی یاوان بن یافث بن نوح است .