یالو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یالو. (اِخ ) رودی است در آسیای شرقی که چین را از کره جدا می سازد و وارد دریای ژاپن می شود. طول آن هفتصد و نود هزار گز است . (از لاروس ).
یالو. (اِ) ساحل و لب دریا و کنار رودخانه . یالی . یالود. (ناظم الاطباء). (شاید مرکب از یال + او = آب باشد). یالی .
یالو. (اِ) ابلهی و والهی . (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ٤١٥).