یافوف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یافوف . (ع ص ) یأفوف . بددل . (منتهی الارب ). جبان و ترسو و بددل . (ناظم الاطباء). ◄ طعام تلخ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)(از اقرب الموارد). ◄ شتاب رو. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). سبک و تندرو. خفیف سریع. (اقرب الموارد). ◄ تیزخاطر. ◄ بچه دراج . ◄ درمانده ٔ سست و ضعیف . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). ◄ آن که در زبان وی لکنت باشد. (ناظم الاطباء). ج، یآفیف . (اقرب الموارد).