یاصول
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یاصول . (ع اِ) اصل و بن و بیخ وریشه و نژاد. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). و الیاصول، الاصل، قال ابووجزة:و الیاصول، الاصل . قال ابووجزة: یهز روقی رمالی کانهما عودا مداوس یأصول و یأصول . یرید اصل و اصل . صاحب اللسان آن را در ترکیب «و ص ل » آورده است و صاحب قاموس ذیل «ص ل » بنقل از ابن درید. (از تاج العروس ). رجوع به یأصول شود.