فرهنگ لغت

یازش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یازش . [ زِ ] (اِمص ) اسم مصدر از یازیدن . قصد و آهنگ و اراده . (برهان ) (آنندراج ). تمایل . توجه . گرایش . (یادداشت مؤلف ) : نه دراز ودراز یازش او امل خصم را کند کوتاه . ابوالفرج رونی (از فرهنگ سروری ). ◄ حرکت و جنبش . (رشیدی ) (سروری ). ◄ نمو و بالیدگی . (برهان ) (آنندراج ). ◄ درازی . (برهان ) (آنندراج ) (سروری ). ◄ تمطی . تمدد. کش و قوس . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

معنی یازش | فرهنگ لغت