یازجی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یازجی . [ زِ ] (اِخ ) ناصیف بن عبداﷲبن ناصیف بن جنبلاط (١٨٠٠-١٨٧١ م . ١٢١٤-١٢٨٧ هَ . ق .) شاعر و از اکابر ادبای عصر خود بود. از آثاراوست : مجمعالبحرین، مقامات، فصل الخطاب، الجوهر الفرد، ناری القری فی شرح جوف الغرا، العرف الطیب فی شرح دیوان ابی الطیب وسه دیوان شعر. (از اعلام زرکلی ج ٣ ص ١٠٩٣). رجوع به معجم المطبوعات ج ٢ ستون ١٩٣٣ شود.
یازجی . [ زِ ] (اِخ ) خلیل بن ناصیف (١٨٥٦-١٨٨٩م، ١٢٧٣-١٣٠٦ هَ . ق .) شاعر و ادیب بود و دیوانش بانام «نسمات الاوراق » چاپ شده است . (از اعلام زرکلی ج ١ص ٢٩٩). رجوع به معجم المطبوعات ج ٢ ستون ١٩٣٢ شود.
یازجی . [ زِ ] (اِخ ) ابراهیم بن ناصیف (١٨٤٧ - ١٩٠٦ م . ١٢٦٣ - ١٣٢٤ هَ ق .) ادیب وشاعربود و عبری و سریانی و فرانسوی می دانست و از نویسندگان طراز اول عصر خود بشمار می رفت . (از اعلام زرکلی ج ١ ص ٢٥). رجوع به معجم المطبوعات ج ٢ ستون ١٩٢٧ شود.