یارایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(حامص.)<BR>۱- توانایی، طاقت.<BR>۲- جرأت، دلیری.<BR>۳- مجال، فرصت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(حامص.) ۱- توانایی، طاقت. ۲- جرأت، دلیری. ۳- مجال، فرصت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یارایی . (حامص ) نیرو. قوت . طاقت . توان . تاب . استطاعت . این کلمه غالباً با «دادن » و «کردن » صرف شود چنانکه گویند دلم یارایی نداد. چشمم یارایی نمی کند ببینم . عقلم یارایی نمی کند بفهمم . زورم یارایی نداد بردارم . عمرش یارایی نکرد.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی