گیر دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) (مص ل.) (عا.)بند کردن، به کسی یا موضوعی پرداختن و از آن دست نکشیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (مص ل.) (عا.)بند کردن، به کسی یا موضوعی پرداختن و از آن دست نکشیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گیر دادن . [ دَ ] (مص مرکب ) در تداول عامه، اسیر و گرفتار ساختن کسی را که مخفی باشد، معرفی کردن و نشان دادن مخفی گاه کسی یا مقصری را: گیر دادن رفیق خود را. گیر دادن همدست خود را.