گیر آوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وَ دَ) (مص م.) (عا.)<BR>۱- به دست آوردن.<BR>۲- اسیر کردن، مقید ساختن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(وَ دَ) (مص م.) (عا.) ۱- به دست آوردن. ۲- اسیر کردن، مقید ساختن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گیر آوردن . [ وَ دَ ] (مص مرکب ) به گیر آوردن . در تداول عامه، به دست آوردن . یافتن . دسترس یافتن . دست یافتن . پیدا کردن : خَبَش ؛ جمع کردن و به گیر آوردن از اینجا و آنجا. (منتهی الارب ). - امثال : مگر جهود گیر آورده اید ؟ بر جهود دست یافته اید؟ ◄ مقید کردن .اسیر کردن . (یادداشت به خط مؤلف ).