گیاه شناس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گیاه شناس . [ ش ِ ] (نف مرکب ) آنکه گیاه شناسد. شناسنده ٔ گیاهان و دانا به علوم گیاهشناسی . نباتی . (ذیل اقرب الموارد). نبات شناس . عَشّاب . (ذیل اقرب الموارد). حَشایِشی . متخصص در شناختن گیاهان . (از ذیل اقرب الموارد). شَجّار. (ذیل اقرب الموارد).
فرهنگ طیفی واژهدان
مهندس کشاورزی، داروساز، باغبان فروشنده گیاهان طبی، عطار برزگر، کشاورز مهندس منابع طبیعی (آبخیزداری، محیط زیست، …)
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی