گیاه خوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گیاه خوردن . [ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) یا گیاخوردن . خوردن نبات و علف خوردن . چریدن : گیا گر خورد جانور باک نیست چرا جانور جانور را چراست . منوچهری . گفت درویش من نخواهم چیز من توانم گیاه خوردن نیز. مکتبی . تَبَقﱡل ؛ گیاه خوردن . (دهار) (منتهی الارب ).