گیان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گیان . (اِخ ) یا سرآب گیان، رودی است در دهستان سفلای نهاوند. (یادداشت به خط مؤلف ).
گیان . (اِخ ) قصبه ٔ مرکز دهستان پایین شهرستان نهاوند. واقع در ١٢هزارگزی باختر شهر نهاوند و ٨هزارگزی جنوب رودخانه ٔ گاماسیاب . محلی جلگه و هوای آن سردسیر و سکنه ٔ آن ٢٦٠٠ تن است . آب آن از رود سراب مهم تأمین میشود. و محصول عمده ٔ آن غلات، توتون، حبوب و انگور و شغل اهالی زراعت و گله داری است . دبستان دارد و در تپه مجاور این ده آثار تاریخی قبل از میلادبه دست آمده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
گیان . (اِ) عناصر اربعه باشد. (فرهنگ شعوری ج ٢ ص ٣١٢) : باد باقی به دولت و عمرش تا موالید و این گیان برجاست . ابوالمعالی (از فرهنگ شعوری ). مخصوص به این فرهنگ است . ظاهراً مصحف کیانا باشد. رجوع به کیانا شود.