گیاغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گیاغ . (اِ) بمعنی گیاه است که علف باشد. (از فرهنگ رشیدی ) (برهان قاطع) (فرهنگ نظام ) (آنندراج ) : عجب نیست از سوز من گر به باغ بتوفد درخت و بسوزدگیاغ . بهرامی (از فرهنگ نظام ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گیاغ . (اِ) بمعنی گیاه است که علف باشد. (از فرهنگ رشیدی ) (برهان قاطع) (فرهنگ نظام ) (آنندراج ) : عجب نیست از سوز من گر به باغ بتوفد درخت و بسوزدگیاغ . بهرامی (از فرهنگ نظام ).