گیار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گیار. (اِ) بزدلی و خوف . (آنندراج ). ◄ تکاهل و تکاسل و آهستگی . (از آنندراج ) (فرهنگ شعوری ج ٢ ص ٣١٠) تنبلی . دیر جنبیدن : خماردار همه سال با گیار بود بسا سرا که جدا کرد از او زمانه گیار. دقیقی (از شعوری ). - باگیار ؛ بزدل و ترسو. - ◄ تنبل و کاهل . کسل : خماردار همه سال باگیار بود بسا سرا که جدا کرد از او زمانه گیار. دقیقی . رجوع به کیار شود. - بی گیار ؛ تیز و چالاک و خوش . (آنندراج ) : بدو گفت بهرام شو بی گیار بیاور که سرگین کشد بر کنار. فردوسی .