گژار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گژار. [ گ ُ ] (اِ) چینه دان مرغ . اما در نسخه ٔ سروری به کاف تازی آمده . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ) : بیفکنی خورش پاک را زبی اصلی بیاکنی به پلیدی ماهیان تو گژار. بهرامی . چه طایری است همایون همای همت تو که هفت چرخ ورا دانه ای بود به گژار . فخری (از فرهنگ رشیدی ). و رجوع به کژار و گژاژ شود.