گچک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گچک .[ گ ِ چ َ ] (اِ) سازی است معروف و مشهور به کمانچه . (برهان ) (آنندراج ) (جهانگیری ) (انجمن آرا). آلت موسیقی . غجک . عجک . (برهان ). غژک . کجک . طنبور : ز هر مو چون گچک میکرد فریاد دل اصحاب میگشت از غم آزاد. خوارزمی (از فرهنگ نظام و برهان قاطع چ معین ).