گچ گرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گچ گرفتن . [ گ َ گ ِرِ ت َ ] (مص مرکب ) به گچ اندودن . جصاصه . اجتصاص . (منتهی الارب ). ◄ به گچ پوشیدن استخوان شکسته . به کرباس آلوده به گچ، گرفتن استخوان شکسته را. - گچ گرفتن کسی را ؛ فروبردن او رادر گچ تا بمیرد. فروبردن گناهکار در گچ روان تا سخت شود و مرد در آن بمیرد.