گچ کشته
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گچ کشته . [ گ َ چ ِ ک ُ ت َ / ت ِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رسم است که گل کاران گچ را هر روز تر میکنند و اندک اندک به کار میبرند و اگر بر گچ ترکرده شباروزی بگذرد از کار میرود و گچ کشته عبارت از همین است . میرزا طاهر وحید در تعریف بنا : شهیدی کز آن شوخ یابدنشان شود چون گچ کشته جسمش روان . ؟ (آنندراج ).