گویا/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(ص فا.) گوینده، سخن گو.<br>مترادفها و واژههای مرتبطسخنگو، قایل، ناطقروشن، شیوا، صریح، واضحانگار، ظاهراً، گوئیا، گویی، مثلاینکه، محتملاًواژه قبلی: گوی در افکندنواژه بعدی: گویر