گوی زر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گوی زر. [ ی ِ زَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گوی زرین . گوی که از زر باشد. ◄ کنایه از آفتاب است . (برهان قاطع) (انجمن آرا)(ناظم الاطباء). شمس . خورشید. گوی زرین : بدرد جیب آسمان و بر او گوی زر آشکار بندد صبح . خاقانی .