فرهنگ لغت

گونکی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گونکی . [ ن َ ] (اِخ ) طایفه ای هستند از طوایف فارس که ییلاق آنها کوه خرمن کوه ضیمکان است و قشلاق آنها نواحی بلوک میمند می باشد و معیشت آنها از گوسفند است . (فارسنامه ٔ ناصری ص ٣٣٢).

معنی گونکی | فرهنگ لغت