گورگان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گورگان . (ص مرکب ) به معنی کسی که لایق عیش و عشرت باشد، چه گور به معنی عیش و عشرت و شراب است و گان به معنی لایق و سزاوار. (غیاث ) (آنندراج ).
گورگان .(اِخ ) لقب شاه تیمور، و هر پادشاه جلیل القدر را گورگان گویند. (غیاث ) (آنندراج ). رجوع به گورکان شود.
گورگان . (اِخ ) گرگان . (نزهة القلوب چ لیسترنج ص ١٦٣).