گورسفید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گورسفید. [ س َ / س ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان ماهور و میلانی بخش خشت شهرستان کازرون واقع در ٦٩٠٠٠ گزی کنارتخته که در دامنه ٔ کوه بزان واقع شده است . سکنه ٔ آن ٣٥ تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).
گورسفید. [ س َ / س ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سراب دوره ٔ بخش چگنی شهرستان خرم آباد واقع در ٧ هزارگزی جنوب خاوری سراب دوره و ٤ هزارگزی جنوب اتومبیل روخرم آباد به کوهدشت . جلگه و معتدل مالاریایی و سکنه ٔ آن ٢٤٠ تن است . آب آن از رودخانه ٔ خرم آباد تأمین میشود. محصول آن غلات و حبوب و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . صنایع دستی آنان سیاه چادربافی و جل بافی و راه آن مالرو است . ساکنان از طایفه ٔ سبزه وار و چادرنشین هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
گورسفید. [ س َ / س ِ ] (اِخ ) کوهی است درمشرق دریاچه ٔ نیریز. (جغرافیای طبیعی کیهان ص ٥٥).