گورزا
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص مف) = گورزاده:<BR>۱- در گذشته چون زن آبستنی که زادنش نزدیک بود میمرد، او را در گور مینهادند و شخصی را روی گور میگماشتند و نی یا لولهای از درون گور به بیرون میگذاشتند تا چون کودک زاده شود صدایش از آن لوله شنیده شود و گور را بشکافند و بیرون آورند. عامه این کودکان را گورزا میگفتند و معتقد بودند که چنین کودکی کوتاه قد خواهد شد.<BR>۲- کوتاه قد، کوتوله.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص مف) = گورزاده: ۱- در گذشته چون زن آبستنی که زادنش نزدیک بود میمرد، او را در گور مینهادند و شخصی را روی گور میگماشتند و نی یا لولهای از درون گور به بیرون میگذاشتند تا چون کودک زاده شود صدایش از آن لوله شنیده شود و گور را بشکافند و بیرون آورند. عامه این کودکان را گورزا میگفتند و معتقد بودند که چنین کودکی کوتاه قد خواهد شد. ۲- کوتاه قد، کوتوله.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گورزا. (ن مف مرکب ) کوتاه قد. قصیرالقامه . کوتوله . رجوع به فرهنگ نظام شود. - مثل گورزاها ؛ با قدی کوتاه . (امثال و حکم دهخدا ج ٤ ص ١٨٥٣). رجوع به گورزاد شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی