گوراگور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گوراگور. (اِ مرکب ) به معنی زودازود است که مبالغه در زودی و جلدی و تندی و تیزی باشد. (برهان ). از: گور +ا (واسطه ) + گور (قیاس شود با کشاکش، سراسر). قیاس شود با: کردی گور (لحظه ٔ بسیار معجل در یک کار). قیاس شود با گیلکی گره گر (پیاپی، دمادم ). و رجوع شود به گورگور. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ) : سنان در سینه ها پرزور میشد درون دیده گوراگور میشد. امیرخسرو (از رشیدی و جهانگیری و انجمن آرا).