گوج
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(گَ وَ) (اِ.) صمغ درخت.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ تر. ] (اِ.) زور، قدرت.
(گَ وَ) (اِ.) صمغ درخت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گوج . [ گ َ وَ ] (اِ) صمغ درخت را گویند. (برهان ) (آنندراج ). انگم . ژد. ◄ و به ضم اول و سکون ثانی و جیم به زبان ترکی به معنی زور و قوت باشد. (برهان ) (آنندراج ).